جدایی مادی و معنوی شهروندان از فضاها و مکان های شهری موجب ایجاد احساس بیگانگی از فضاهای شهر می شود. در این پژوهش سعی شده است به شناسایی ابعاد متفاوت احساس بیگانگی در فضاهای شهری پرداخته شود و مدلی مفهومی از ساختار این احساس در فضای شهر ارائه گردد. در این مطالعه از روش پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی، با رویکرد نظریه برخواسته از داده ها استفاده شده است. در فاز کیفی پژوهش ابتدا مؤلفه های اساسی احساس بیگانگی استخراج شدند، و مدل مفهومی از احساس بیگانگی در شهروندان ارائه گردید. سپس به کمک تحلیل عاملی تأییدی سلسله مراتبی داده های تجربی گرداوری شده با ساختار مفهومی برازش داده شد. جامعه آماری پژوهش شهروندان اهواز بودند که به کمک نمونه گیری طبقه ای 610 نفر از شهروندان اهواز در پژوهش مشارکت کردند. مدل مفهومی ارائه شده با پنج عامل احساس دلبستگی به فضا، احساس ناکارامدی فضا، احساس سرزندگی در فضا، احساس ناامنی در فضا، و احساس بی هویتی در فضا تعریف شد. نتایج کمی نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسب با داده های تجربی دارد و روایی ساختاری آن مطلوب است. تحلیل گروه های چند گانه روی جنسیت نشان داد ضرایب ساختاری و ضرایب همبستگی برای زنان و مردان متفاوت عمل می کنند. پژوهشگران ایده پردازی مفهوم احساس بیگانگی در فضای شهری را به صورت چند بعدی، که مبتنی بر بی هویتی، ناامنی، ناکارامدی، و عدم سرزندگی می باشد را راهبردی و مفید می دانند و به و برنامه ریزان شهری توصیه می کنند به این احساس و عوامل علّی و زمینه ای ایجاد آن در طراحی فضاهای شهری و سیساست گذاری های کلان شهری توجه کنند.